الشيخ أبو الفتوح الرازي

199

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

عدل كند و قسمت به سويّت و راستى كند ، و بر رعايا چنان مشفق باشد كه بر اهل خود ، و حكم به كتاب خداى كند . كعب الاحبار گفت : نكو گفتى ! من ندانستم كه كسى باشد در ميان ما كه اين داند جز من ، و لكنّ سلمان ملىء حكما و علما ، و لكن سلمان را پر از علم و حكمت باز كرده‌اند . آنگه عمر گفت سلمان را : من خليفه‌ام يا پادشاه ؟ گفت : اگر در همه عمرت يك درم سيم يا كمتر يا بيشتر نه از جاى خود بستده اى ، و نه به جاى خود صرف كرده ، خليفه نه اى ، پادشاهى . عمر بگريست . * ( قالُوا ) * ، گفتند بعضى فرشتگان : * ( أَ تَجْعَلُ فِيها ) * ، خواهى كرد ( 1 ) در زمين كسهايى را كه در زمين فساد كنند و خون بنا حق [ 54 - پ ] ريزند ، و « سفك » در خون به كار دارند و صبّ در دگر مايعات ؟ و « سفح » ، ريختن آب بود بر سبيل تضييع ، از اين كار زنا را « سفاح » خوانند كه صاحبش آب ضايع مىكند . قوله : * ( أَ تَجْعَلُ فِيها ) * ، اين لفظ استفهام است و مراد هم استفهام و استعلام است ، و نه بر وجه انكار است . و گروهى گفتند : بر وجه تعجّب است . و آن كه گفت بر وجه استفهام است ، گفت : ايشان ندانستند ، اين بر وجه مسألت گفتند تا بدانند چيزى كه ندانستند و خون بناحق ريختند ، خداى تعالى فريشتگان را بفرستاد تا ايشان را از زمين براندند و هلاك كردند . و قولى ديگر آن است كه : به ظنّ گفتند و امارت اين آن بود كه پيش از آدم - عليه السّلام - در زمين جماعتى بودند ، ايشان را « جانّ » خواندند ، چنان كه خداى تعالى گفت : وَالْجَانَّ خَلَقْناه مِنْ قَبْلُ مِنْ نارِ السَّمُومِ ( 2 ) . ايشان در زمين فساد كردند . اين از آن جا گفتند ، و اين قول ربيع انس است . گروهى دگر گفتند : فريشتگان اين از علم گفتند ، و سبب آن بود كه خداى تعالى پيش از خلق آدم خبر داد كه : من در زمين خليفتى خواهم كردن كه فرزندان او در زمين فساد و خون ناحقّ ( 3 ) كنند ، ايشان اين بر سبيل تعجّب گفتند كه : تو قومى چنين را به پادشاه ( 4 ) زمين خواهى كردن ( 5 ) ! ما مسبّحان درگاه تو و مقدّسان حضرت تو .

--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها : كردن . ( 2 ) . سورهء حجر ( 15 ) آيهء 27 . ( 3 ) . مج ، دب ، آج ، لب ، فق ، وز : بنا حق . ( 4 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : به پادشاهى . ( 5 ) . مب : خواهى فرستاد ، مر : خواهى فرستادن .